آگنوستیک پاسخ مناسبی در مورد وجود خدا است؟

یک آگنوستیک در حال مطالعه کتاب

لاادری گری، ندانم گرایی یا آگنوستیسم نوعی موضع یا عقیده است که شما هنگامی که شواهدی برای تایید یا رد موضوعی ندارید در پیش می گیرید. به صورت ساده تر زمانی که نمی توانید با اطمینان درستی یا نادرستی موضوعی را بر اساس شواهد موجود تایید کنید بهترین موضع خردمندانه ای که می توانید داشته باشید ندانم گرایی است و در این هنگام شما یک آگنوستیک خواهید بود.

در مصاحبه ای از کارل ادوارد سِیگِن (Carl Edward Sagan) اخترشناس آمریکایی در مورد وجود حیات در سیارات دیگر سئوال کردند وی با افتخار پاسخ داد که نظرش در این مورد آگنوستیسم یا ندانم گرایی است. البته مصاحبه گر وقتی متوجه امتناع آقای سیگن از پاسخگویی قاطعانه شد، مجدداً با این سئوال که ” در دل خود در این باره چه فکری می کنید؟ ” اصرار داشت تا پاسخ قطعی از وی دریافت کند. پاسخ زیبا و فراموش نشدنی آقای سیگن این بود که: « من سعی نمی کنم که با قلبم فکر کنم. فقط باید برای قضاوت در این رابطه تا زمان ستیابی به شواهد بیشتر منتظر باشیم. »

پرسش در رابطه با وجود حیات فرازمینی همچنان بدون پاسخ مانده است. گروهی معتقدند ما تنها گونه های زنده در جهان هستیم و برخی هم دلایل و استدلال های دیگری ارائه می دهند که این طور نیست و ممکن است هزاران و حتی میلیون ها حیات هوشمند دیگر در جهان وجود داشته باشد. اما با شواهد فعلی فقط می توان احتمالات و استدلال های ارائه شده توسط هر گروه را کمی سبک سنگین کرد و برای دستیابی به پاسخ قطعی منتظر شواهد بیشتری در این رابطه باشیم.

در بسیاری از پرسش های علمی دیگر نیز خردمندانه ترین عقیده لاادراگری یا ندانم گرایی است.

مثال دیگر، پرسشی است که در مورد دلایل انقراض دایناسورها وجود دارد. شواهد بسیار مستند و قدرتمندی وجود دارد که نشان می دهد برخورد یک شهاب سنگ علت انقراض دایناسورها بوده است اما ممکن است با بررسی فسیل های بیشتر و پیشرفت علوم مختلف به دلایل دیگری نیز دست یابیم که بر پایان عصر پرمین (Permian) تاثیر گذار بوده باشند.

اما در مورد سئوالاتی که در رابطه با وجود خدا مطرح است هم باید مانند پرسش های علمی، موضع آگنوستیسم (ندانم گرایی ، آگنوستیک) داشته باشیم؟

البته گروهی در رابطه با وجود یا عدم وجود خدا موضع آگنوستیک دارند. اما نکته ای که وجود دارد این است که این ندانم گرایی تا چه زمانی باید ادامه داشته باشد؟ آیا باید برای همیشه ندانم گرا باقی ماند یا این ندانم گرایی به صورت خیلی ضعیف و تا زمان به دست آمدن شواهد بیشتر ادامه پیدا کند.

گروهی که عقیده دارند برای همیشه باید ندانم گرا یا آگنوستیک باقی ماند، دیدگاه فلسفی به این موضوع دارند. مانند این پرسش قدیمی که آیا تو هم رنگ قرمز را مثل من قرمز می بینی یا قرمز تو با قرمز من متفاوت است یا برای من سبز است! شما هیچ گاه برای این پرسش ها نمی توانید پاسخ قطعی داشته باشید.

اما پاسخ منطقی تر و خردمندانه تر در مورد وجود خدا ندانم گرایی موقتی و خفیف (آگنوستیک ضعیف) است. همان طور که در مورد انقراض دایناسور ها با احتمال قریب به یقین می دانیم که شهاب سنگ باعث انقراض بوده ولی باز به دنبال شواهد علمی بیشتری هستیم. در مورد وجود خدا نیز باید مانند پرسش های علمی برخورد کنیم و البته با توجه به شواهد به دست آمده تاکنون با احتمال خیلی زیاد می دانیم که خدا وجود ندارد.

نکته دیگری این است که اثبات وجود خدا بر عهده خداباوران است نه خداناباوران! چرا که اثبات وجود هر پدیده ای بر عهده کسانی است که ادعای وجود آن را دارند نه کسانی که وجود آن را باور ندارند. اگر من ادعا کنم که زمین مسطح است باید شواهدی ارائه دهم که با طی یک مسیر به پایان دنیا خواهیم رسید نه سرجای اولمان.

بنابراین آنچه که تاکنون بر اساس شواهد علمی می دانیم، بر خلاف آن چیزی است که خداباوران ادعا می کنند و یا در کتاب های مقدس آسمانی خود ارائه می کنند. و با احتمال بسیار زیادی در آینده نه چندان دور با گسترش علم و پیدایش علوم نوین با اطمینان می توانیم بگوییم که داستان وجود خدا و ادیان آسمانی پاسخ های خنده داری بوده است که بشر از روی نادانی برای پرسش های عمیق و بنیادین خود ارائه داده است.

صفحه اینستاگرام آتئیست ایران
کانال تلگرام آتئیست ایران

۳ دیدگاه. ترک جدید

  • درود
    در پاراگراف نهم “قریب به یقین” درست است.

    پاسخ
  • در نوع مثال هم باید توجه کرد که برخی مثال ها را نمی توان بصورت هم سنگ و هم تراز در نظر آورد و آنها را مقایسه کرد. مثال دایناسورها و مثال خدا هرچند در مورد چگونگی وجود یا انقراض آنها با هم مقایسه شده است تا خواننده موضوع ندانستن را بهتر درک کند اما موضوع خدا را با هیچ موضوع دیگری نمی توان در قالب مثال مقایسه کرد. علت این است که خدا در ذهن افراد، به عنوان سرآغازی بر پدیده هاست و لذا مقایسه آن در قالب مثالی از پدیده هایی مانند دایناسور و دیگر اجزاء خلقت، امکان ندارد و هم سنگ و هم تراز با موضوع خدا نیست. این موضوع باید درک شود که در مورد هر پدیده ای بصورت علمی می توان صحبت کرد اما در مورد موضوع خدا به عنوان پدید آورنده هستی در برابر نیستی که خود موضوع متفاوتی است، علم تنها به حدس و گمان اکتفاء می کند و البته نباید انتظار بیشتری از آن داشت. نظر من به عنوان ندانم گرا، این است که نیازی نیست بدنبال اثبات یا رد خدا و دنیایی دیگر برای ادامه داستان باشیم، لازم نیست از خدا بترسیم و یا بدنبال فرستاده ای از طرف او باشیم تا ناآگاهیهای ما را با پاسخ های مبهم که بیشتر به داستان و تخیلات فردی می مانند پاسخ دهند. کافیست به حق خود قانع بوده و درستکار باشیم و مجازات را نیز برای خاطیان به قوانین مدنی بسپاریم. راه سعادت بشر نه با شناخت خدا و مناجات یا مجازات بلکه با درستکاری صرف و کمک از علم و دانش قابل حصول است. اگر بدنبال ارامش هستید، کافیست درستکار باشید آنگاه خواهید دید که درستکاری سخت است و ممارست می خواهد و تنها افراد مسئولیت پذیر می توانند درستکار باشند و خطا را نمی توان با مناجات و دعا یا توبه از بین برد بلکه خطا هم نیز تنها با درستکاری از بین می رود. درستکاری را پیشه خود قراردهید تا ببینید آرامش آن از ایمان به خدا بالاتر است. خدایی که بشر بدنبال آن است، می بایست بی نیاز به بشر یاشد و بشر با دعا و مناجات در حقیقت به خود مراجعه می کند چون این قدرت تفکر اوست که اجازه فکر کردن را به او می دهد. پس از قوه فکر برای درستکاری استفاده کنید تا سعادت را تجربه نمایید.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست