آیا خدا به دنبال فالوور است؟

مسلمانان در حال عبادت خدا

بلز پاسکال ریاضیدان مشهور فرانسوی که اکثر از در دوران مدرسه با نام او آشنا هستیم معتقد بود که هر چقدر هم که احتمال وجود خدا کم باشد، عذاب اشتباه بودن حدس ما از این احتمال خیلی بیشتر خواهد بود. پس بهتر است به خدا اعتقاد داشته باشیم، چون اگر اعتقاد ما درست باشد در بهشت زندگی سعادت مندانه و ابدی خواهیم داشت ولی اگر به وجود خدا اعتقاد نداشته باشیم دچار عذاب ابدی خواهیم شد. اگر هم پس از مردن متوجه شدیم که واقعا خدایی نبوده، چیز زیادی از دست ندادیم پس این موضوع نیازی به فکر کردن ندارد، به خدا اعتقاد داشته باشید!

نکته بسیار عجیبی که در این برهان وجود دارد این است که اعتقاد یا باور داشتن را مانند سیاستی فرض می کند شما به راحتی می توانید آن را اتخاذ کنید. آیا واقعا اعتقاد داشتن به پدیده ای به همین راحتی است؟ ما می توانیم به صورت ارادی درباره اعتقاد داشتن در مورد پدیده ای تصمیم بگیریم؟

شاید ما بتوانیم تصمیم بگیریم که به اماکن مذهبی برویم، دائما زیر لب ذکر یا دعای خاصی را زمزمه کنیم، بر روی کتاب های دینی دست بگذاریم و قسم بخوریم و … اما هیچ کدام از این تصمیم ها موجب نمی شود تا ما به خدا اعتقاد داشته باشیم. در واقع برهان پاسکال یک برهان قلابی برای اعتقاد به خدا است.

پرسش دیگر این است، چرا باید این عقیده را بپذیریم که برای خشنود کردن خدا، باید به او اعتقاد داشته باشیم؟ چه چیز به خصوصی در این عقیده وجود دارد؟ خدا اعتقاد داشتن به خودش را بیشتر اجر و پاداش می دهد یا مهربانی، بخشندگی و صداقت ما را؟ اگر خدا دانشمندی بود که بهترین پاداش ها را برای پژوهشگران درستکار و با صداقت اعطا می کرد چکار می کردیم؟

از برتراند راسل (فیلسوف و برنده جایزه نوبل) پرسیدند که اگر بمیرد و خدا در روز قیامت از او سئوال کند که چرا به من اعتقاد نداشتی چه جوابی خواهد داشت. راسل پاسخ داد: ” خدایا شواهد کافی وجود نداشت، شواهد کافی نداشتی! ”

آیا بهتر نیست خدا برای شکاکیت شجاعانه راسل احترام بیشتری نسبت به اعتقاد بزدلانه و منفعت طلبانه پاسکال قائل شود؟ متاسفانه باز هم نمیدانیم که خدا دقیقا چه تمایلات اخلاقی دارد؟ آیا مانند محمد به دنبال فالوور و پیرو است یا علاقه بیشتری به کارهای تحقیقاتی دارد؟

باز هم فرض می کنیم که پس از مرگ در برابر خدا بازخواست خواهیم شد. اگر خدایی که به او اعتقاد داشتیم نه یکی بلکه 33 خدای هندو بودند و نسبت به خدای موسی یا عیسی یا محمد که اتفاقاً از رقبای دیرینه آنها بودند، چه می توان کرد؟

به نظر می رسد بهتر بود پاسکال به جای شرط بندی بر روی خدای خاصی، اصلاً بر روی هیچ خدایی شرط نمی بست. چرا که با توجه به فراوانی وجود خدایان، ریسک بسیار بالایی در انتخاب خدای درست و واقعی وجود خواهد داشت.

سرانجام، اگر بر روی نبودن خدا شرط ببندیم نسبت به مومنان از زندگی دل پذیرتری و شادمان تری برخوردار خواهیم بود تا اینکه تمام وقت گرانبهای خود را صرف عبادت، عزاداری برای فرستادگان و بندگان و امامان او ، قربانی کردن حیوانات، جهاد در راه او و مردن به خاطر عقایدش تلف کنیم.

همچنین نگاهی داشته باشید به:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست