صحبت انسان با حیوانات

بسیاری از ما در دوران کودکی خود کارتون ها و انیمیشن های مختلفی را دیده ایم که در آنها انسان ها توانایی صحبت کردن با حیوانات را دارند. تحقیقات نشان داده است که بسیاری از کودکان داستان های حیوانی را به داستان های شخصیت های انسانی ترجیح می دهند. بنابراين نويسندگان و تصويرگران تصميم اتخاذ مي كنند تا شخصيت هاي حيواني را در داستان هاي خود بگنجانند و آنها را در تحريك هدفمند واقعيت بكار ببرند.

با این پیش زمینه ذهنی، وقتی به ذهن بشر در 1400 سال پیش می نگریم به این نتیجه می رسیم که در مقایسه با قدرت تفکر و تعقل انسان امروزی، ذهن انسان در آن دوران مانند ذهن کودکی بوده است که به دلیل عدم آگاهی و درک درست از روابط و رویداد های جهان اطراف خود به راحتی موضوع صحبت کردن انسان با حیوانات را می پذیرفته است. ولی اگر هم اکنون خود شما این ادعا را داشته باشید که توانایی صحبت با نه تنها حیوانات بلکه سایر رویدادهای طبیعت از قبیل باد، ابرها، زمین و سایر خرافات مانند اجنه و … را داشته باشید به احتمال زیاد به نزدیک ترین مرکز روان درمانی منتقل خواهید شد.

در کتاب قرآن نیز چندین مرتبه به موضوع صحبت کردن انسان با حیوانات و حتی حیوانات با یکدیگر اشاره شده است.

وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ؛ حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ؛ فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ؛ وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ؛ لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ؛ فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ؛ إِنِّي وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ.

سپاهيان سليمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمدند و آنها به صف حرکت می کردند تا به منطقه مورچگان رسيدند مورچه ای گفت : ای مورچگان، به لانه های خود برويد تا سليمان و لشکريانش شما را بی خبر در هم نکوبند.
سليمان از سخن او لبخند زد و گفت: ای پروردگار من، مرا وادار تا سپاس، نعمت تو را که بر من و پدر و مادر من ارزانی داشته ای به جای آورم و کارهای شايسته ای کنم که تو خشنود شوی، و مرا به رحمت خود در شمار بندگان شايسته ات در آور.در ميان مرغان جست و جو کرد و گفت: چرا هدهد را نمی بينم، آيا از غايب شدگان است؟ به سخت ترين وجهی عذابش می کنم يا سرش را می برم، مگر آنکه برای من دليلی روشن بياورد. (که چرا غیبت داشته است)
(هدهد) درنگش به درازا نکشيد بيامد و گفت: به چيزی دست يافته ام که تو دست نيافته بودی و از سبا برايت خبری درست آورده ام. زنی را يافته ام که بر آنها پادشاهی می کند از هر نعمتی برخوردار است و تختی بزرگ دارد.

به احتمال زیاد آیه بالا تداعی گر خاطرات خوشی هست که از تماشای کارتون سیندرلا و یا سندباد داشته اید. نکته جالب دیگر از این آیه این هست که در این آیه اشاره شده است که سلیمان سخن مورچه را هم شنیده است در صورتی که در آیه دیگری اشاره شده است که سلیمان فقط زبان مرغان (پرندگان) را می دانسته است.

وَ وَرِثَ‌ سُلَيْمَانُ‌ دَاوُدَ وَ قَالَ‌ يَا أَيُّهَا النَّاسُ‌ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ‌ الطَّيْرِ وَ أُوتِينَا مِنْ‌ کُلِ‌ شَيْ‌ءٍ إِنَ‌ هٰذَا لَهُوَ الْفَضْلُ‌ الْمُبِينُ‌.

و سلیمان وارث داوود شد، و گفت: «ای مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده، و از هر چیز به ما عطا گردیده؛ این فضیلت آشکاری است.»

در رابطه با این موضوع که سلیمان بلاخره فقط زبان پرندگان را میدانسته یا این یک تناقض در قرآن است، یکی از علما و مفسرین اسلام گفته است که احتمالا مورچه مورد نظر از نوع بالدار بوده است و به همین دلیل جزو پرندگان محسوب می شود!

این داستان ها در کتاب قرآن که مورد توافق تمامی مسلمانان نیز می باشد عنوان شده است. علاوه بر این در برخی از روایات نیز به موضوع صحبت کردن پیامبران با حیوانات نیز اشاره شده است که در ادامه به بررسی چند مورد از آنها می پردازیم.

از جابر نقل است كه می گويد: در دوران رسول‏ اللَّه آهويى سخن گفت و جريان از اين قرار است كه: عده‏اى از ياران حضرت آن را صيد كرده و به گوشه ‏اى از خيمه خود بسته بودند رسول‏ اللَّه از آن محل گذر مى‏ كرد كه آهو به حضرت گفت: يا رسول‏اللَّه
حضرت فرمود: چه كار دارى؟
آهو گفت: يا رسول‏ اللَّه پستانهاى من پر از شير است و من در لانه‏ ام دو بچه آهو دارم مرا رها كن تا به آنها شير بدهم و بازگردم پس حضرت او را رها كرد.
اندكى گذشت كه آهو بازگشت در حاليكه حضرت هنوز ايستاده بود و پيامبر ديد كه او خوش‏قول و مورد اعتماد است، پس اهل خيمه جريان را فهميدند و سخن آهو را متعجّبانه براى همديگر تعريف نمودند و گفتند: يا رسول‏ اللَّه اين آهو براى شماست و حضرت نيز آن حيوان را آزاد كردند پس آهو لب به سخن گشود و شهادتين را بر زبان جارى ساخت.

صفحه اینستاگرام آتئیست ایران
کانال تلگرام آتئیست ایران

این مطالب را به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست